خُب خُب خُب! بسه دیگه! بیا خوب بنویسیم مَر! زندگی توی خونه قدیمی جدید ادامه داره، خب حالا دیگه با پهن شدن فرش و چیدن مبلها و رفتن ساعت روی دیوار و پیچیدن بوی غذا و چندتا مهمون یه کم شکل خونه گرفته. یادش بخیر! سال اولی که خونه رو ه بودیم، توش سبزی کاشتیم، گوجه کاشتیم، خیلی روزها از سر کار راه به راه میرفتیم اونجا و با مرغ که تازه گرفته بودم بساط جوجه کباب راه میانداختیم، یا کنسرو میبردیم یا ماهی میگرفتم و همونجا سرخ میکردیم، عصرها مهمون میاومد خونه منبع
درباره این سایت